محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2624

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« مقابل دشمن پايمردى كن و براى جنگ آماده باش و با حكمت و اندرز « نيك به راه خداى خويش دعوت كن و ذكر خدا بسيار گوى و از او كمك « جوى و از او بترس تا مهمات تو را كفايت كند و در كارها اعانت كند . خدا « ما و ترا دربارهء چيزهايى كه جز به رحمت وى بدست نيايد ، يارى كند « و سلام بر تو باد . » گويد : محمد بن ابى بكر به جواب نامهء وى چنين نوشت : « به نام خداى رحمان رحيم . « از بندهء خدا ، على ، امير مؤمنان ، به محمد بن ابى بكر . « درود بر تو باد و من حمد خدايى مىكنم كه خدايى جز او نيست ، « اما بعد ، نامهء امير مؤمنان به من رسيد كه فهميدم و مضمون آن را بدانستم . « هيچ كس مانند من به رأى امير مؤمنان رضا ندهد و بر ضد دشمن وى « نكوشد ، و با دوست وى رأفت نكند . حركت كردم و اردو زدم و مردم را « امان دادم . جز آنها كه به جنگ ما آيند يا مخالفت نمايند . من پيرو فرمان « امير مؤمنانم و نگهدار آن . به دو پناه مىبرم و به دو تكيه دارم و در هر حال از « خدا كمك بايد جست . درود بر تو باد . » عبد الله بن حواله ازدى گويد : وقتى مردم شام از صفين برفتند ، منتظر كار حكمان ماندند و چون حكمان برفتند مردم شام با معاويه بيعت خلافت كردند و نيروى او بيفزود اما مردم عراق با على اختلاف كردند و معاويه جز مصر نگرانى نداشت . گويد : مردم مصر از معاويه بيمناك بودند كه نزديك وى بودند و با عثمان رفتارى سخت داشته بودند . معاويه مىدانست كه در مصر گروهى كه از كشته شدن عثمان دل آزرده‌اند سر خلاف على دارند و اميد مىداشت كه اگر بر مصر تسلط يابد در جنگ على فاتح شود كه خراج مصر بسيار بود . گويد : معاويه قرشيانى را كه با وى بودند ، عمرو بن عاص و حبيب بن مسلمه و